تبليغاتX
روي خط اقتصاد
روي خط اقتصاد
چهارشنبه 1387/03/01
هنر واقتصاد در جوامع صنعتی ومدرن ...

جهان مادي‏گراي معاصر كه همه چيز را با معيارهاي كمّي و غالبا مادي و اقتصادي مي‏سنجد، در برخي نقاط جهان تا جايي پيش رفته است كه نه تنها آثار و نتايج و فوايد فعاليت‏هاي بشري را اين‏گونه ارزيابي مي‏كند، بلكه پا را فراتر نهاده و به بازدهي فوري و بالبداهه آن اصرار مي‏ورزد. يكي از مقولاتي كه به انحاي مختلف به اسارت سرمايه در آمده است، زمينه‏هاي مختلف هنري مي‏باشد كه كم و بيش (چه از نظر هنرمند، چه از نظر مواد اوليه مورد نياز او و چه از نظر آحاد جامعه به عنوان مخاطبان هنر) تحت تأثير موازين اقتصاد رايج جامعه قرار گرفته‏اند. براي ايجاد اين ارتباط و يا بهتر بگوييم براي توجيه اين سلطه نيز موضوعاتي همچون «نياز توسعه هنر به سرمايه» و بالنتيجه «لزوم خودكفايي هنر» و همچنين بازدهي اقتصادي آن مطرح مي‏شود. وضعيت حاضر را شايد بتوان از ثمرات دوران مدرن شمرد كه همانند گذشته لزومي به عجين بودن زندگي و فعاليت‏هاي انسان با هنر نمي‏بيند و هنر را مقوله‏اي منتزع از زندگي جديد قلمداد مي‏كند كه ايجادش به عده‏اي خاص محدود است كه البته هزينه‏هايي دارند و لذا مصرف كنندگان آثار هنري بايد اين هزينه را بپردازند.

 

 حالا برای خوندن این مقاله به ادامه مطالب رجوع کنید....